مریض داری

امروز صبح  با بحران بیماری مواجه شدیم ،دو تا بچه ی به شدت مریض. البته فرنیا شب تو خواب ناله می کرد و خوب نخوابید. شصتم خبردار شد که حالش خوب نیست. هر دوشون رو بردیم دکتر. کلی دارو دارند و من موندم و مراسم زجرآور دارو دادن. از من اصرار و از اونا انکار.

برای امیرحسین که 27 کیلو بود و 7 سال تمام: کوآموکسی کلاو457 هر 12 ساعت 5 سی سی – برای حالت تهوعی که داشت: هر 8 ساعت: 12 قطره پلازیلین       /   برای دل دردش: گرایپ واتر هر 8 ساعت 5 سی سی تسکین دهنده ی دل پیچه های ناشی از نفخ  /   به دکتر گفتم وقتی سرما می خوره نصف قرص سرماخوردگی بزرگسالان هر 8 ساعت باید بخوره که حتی حل شدشو نمی خوره. دکتر گفت می تونی هر 8 ساعت  7 سی سی شربت سرماخوردگی کودکان بدی ولی مثل قرص ، استامینوفن نداره.

برای فرنیا: فاراموکسی بی دی 200(آموکسی سیلن 200) هر 12 ساعت 5 سی سی   /  شربت استامینوفن هر 6 ساعت 5 سی سی   /  شربت سرماخورگی کودکان هر 8 ساعت 5 سی سی

ناهار غذای مریض درست کردم مرغ آب پز ،سیب زمینی  رو هم نصفه ی پختن حلقه حلقه ریختم کنار مرغ تا پخته شه. پسر عزیزم که بدجوری تب داره لب نزد به زوریه مقدار آب میوه و یه کف دست نون خالی بهش دادم تا فشارش نیفته. هیچی بدتر از مریضی بچه ها حال آدمو بد نمی کنه. فعلا که دو تاشون لالا هستند.